أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
566
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
عطارد خطى داده در بندگى * كه فرموده شاهش نويسندگى 184 عقابان پريدند از آشيان * چو برخاست زه از كمان كيان 196 عقابان در عقوبت راهپيماى * شتابان اوجگرد و چرخفرساى 253 عقابان فولادمنقار چست * به هر سو پريده ز شست درست 111 عقاب خدنگ از كمان تيزپر * كه چون عقل سازد نشيمن ز سر 235 عقاب خدنگش به نيروى بال * كند تنگ بر نسر طاير مجال 85 عقار از عزم لاچين رم نكرده * غمش جز از بنى آدم نكرده 253 عقل نظارهء اوجش اگر انديشه كند * بىگمان از سر انديشه فتد دستارش 219 عَلَم چون ز بسم اللّه افراختى * مُزَيّن به ثوب ثنا ساختى 74 علمدار چون صبح صادقنفس * علم جانب يزد برد از طبس 243 علمدار شاهى علم برفراشت * جهان چتر اقبال بر سر فراشت 149 علم و مهچهاش عيان از دور * شجر موسوى و آتش طور 355 على بود آن نازنين را علَم * كه رانده قضا بر علوَّش قلم 33 عمرها راه بيابان وفا پيمودم * تا دمى در قدمت از همهغم آسودم 298 عنان داده در دست نصرت قرار * شدند از پى غزو يكسر سوار 129 عنان دارى مركب تيزرو * به دست هزيمت شدش در گرو 136 عنان در عنان لشكر شهريار * روان شد به تاييد حق زان ديار 205 عنان عزيمت كشد سوى كين * تُهى سازد از خصم روى زمين 106 عنانگردان شدند از ره دليران * به سوى شيريان مانند شيران 121 عوان مقرر فن بدسگال * به عون عنايت شده پايمال 390 عيان روغن از قليهء زنگى ز دور * چنان كز سواد شب قدر نور 213 عيان شد در آن كوه گردوننشان * عجب رهروى راست چون كهكشان 280 عيان كرد بر لشكر شهريار * نسيم ظفر كار باد بهار 171 عيان گشت بر شاه حيدروقار * رُخ فتح از آينهء ذو الفقار 135 عيب نبود چو خوانيش بالفرض * جنّة عرضها السّماء و الارض 250